• دانلود شادترین آهنگ های کردی

    آهنگ های کردی با لینک مستقیم و بهترین کیفیت

    ترانه های شاد کردی برای ضبط ماشین

    ده عدد ترانه شاد کردی که با موضوع موسیقی کردی میباشد
    دانلود مجموعه رایگان آهنگ های کردی

    شما طرفداران آهنگ های کردی برای دانلود بر روی کلمه زیر کلیک کنید

    آهنگ های کردی


    زبان کردی گویشهای گوناگونی دارد که با یکدیگر تفاوت دارند. اما این بدان معنا نیست که به این ترتیب (با داشتن گویشهای مختلف) از زبانهای دیگر دنیا، جدا مانده است. کسانی که با زبان و دانش زبان شناسی سر و کار دارند، به خوبی آگاهند، که حتا پیشرفته ترین زبانهای دنیا دارای گویشهای متنوع هستند.

    نزدیکترین زبان به کُردی، فارسی است. آیا این زبان فاقد گویش است؟ دکتر معین در دیباچه ای که بر برهان قاطع نوشته، بیش از پنجاه گویش را برشمرده است.۲ زبان انگلیسی‌ای که در لندن، ولز و اسکاتلند با آن تکلم می‌کنند تابدآن حد با یکدیگر تفاوت دارند، که می‌تواند کسانی را که در آن جا انگلیسی آموخته‌ای، سردرگم کند.

    اگر وجود گویش در زبانهای دیگر نشانه‌ای طبیعی باشد، در زبان کردی این طبیعی بودن به اوج خود می‌رسد. چرا که برخی زبانها، با وجود خدمات بیشماری که به خود و زبانهای همتای خود کرده‌اند، هم چنان دارای گویشهای متنوعند. دیگر چگونه می‌توان انتظار داشت که زبان کُردی با این همه تنگنا، وضعی بهتر از آن چه اکنون دارد، داشته باشد. وجود گویش در زبان معلول عواملی است که شاید برخی با کوشش افراد برطرف شوند، اما به باور من برخی از این عوامل چنین نیست، که در شرایط کنونی و یا در آینده‌ی نزدیک، بتوان ازقید آنها رها شد. فراتر از این می‌توانم ادعا کنم که نه تنها زبان کُردی، بلکه پیشرفته ترین زبان زنده‌ی روی زمین نیز توان آن که خود را از قید گوناگونی گویشها رهاسازد، ندارد. من اگر شاهد آن نبودم که برخی از محققان کرد، از گویشهای زبانمان همچون مصیبتی بزرگ و نقصی غیر قابل رفع یاد می کنند؛ اینگونه اظهار نظر نمی‌کردم. از میان برداشتن گویش های مختلف زبانمان؛ کاری نیست که چون ضرورتی ملی فراروی اندیشمندان و پژوهشگران خود قرار دهیم؛ بلکه آنچه همانند یک ضرورت، آن هم ضرورتی بزرگ و رسالتی خطیر خود را نشان می‌دهد؛
    گفتیم که کردی گویشهای مختلفی دارد وپیدایش گویشهای گوناگون هم عللی دارد که پرداختن به آنها در حوصله‌ی این مقاله نیست. تنها یک علت هست که به زعم من تاثیر شگرفی بر پیدایش این گویشها دارد و ممکن است که اصلا درمورد زبانهای دیگر صدق نکند، یا منشا تاثیر قابل توجهی نبوده باشد، و بدین جهت تنها از همین علت سخن می گویم. لیکن فعلا اجازه دهید پیش از این ببینیم گویشهای زبان کُردی کدامند. چرا که بعداً سراغ علل پیدایش آن ها خواهیم رفت. در مورد زبان کُردی دیدگاههای گوناگونی ارائه شده است و هر کس به شیوه‌ای با آن مواجه شده است، اما از دیدگاه من بخش عمده‌ی آن چه تاکنون در باره‌ی گویشهای زبان کُردی ارائه شده، به نحوی متاثر از اراء و اندیشه های شرق شناسان فرنگی بوده است، و آن چه از همه‌ی این بررسیها و تلاشها‌ی بی وقفه‌ی اندیشمندان به دست می‌آید، آن است که؛ پژوهشی همه جانبه در مورد همه‌ی گویشهای زبان کُردی نیاز است، که تاکنون انجام نگرفته است. چرا که اکثر این پژوهشگران در خارج زیسته‌اند، و با وجود تلاشهای فراوان؛ با روح زبان و لحن و آهنگ واقعی گفتگوی صحیح آشنا نبوده، و آن را به خوبی درنیافته‌اند. هم چنین برای پژوهش در مورد یک گویش؛ به اندکی گوش دادن و دقت درآن گویش بسنده کرده و جنبه های دیگر آن را نادیده می‌انگاشته‌اند. بنابراین آن چه در مورد هر گویش به ذهنشان می رسیده، تنها می‌توانسته یک جنبه از جنبه‌های آن را بازگو کند. به همین دلیل اغلب کارهایشان ناتمام می‌مانده و برخی اوقات محققان را گمراه و گاهی نیز مخاطب را سردرگم می‌ساخته‌اند. با این همه انکار نمی‌توان کرد که شیوه‌ی پژوهش و روش کار آنان بسیار پسندیده و با ارزش بوده است، و اگر اهل همان زبان، راه و شیوه‌ی آنان را در پیش می‌گرفتند، نتایج به دست آمده هزار چندان می بود

    نظر دکتر مکری در این مورد کاملا صائب است که؛ اگر دانش پژوهان کُرد به شیوه‌ی فرهنگ شناسان پا به میدان نهند و درباره‌ی گویشهای زبان کُردی ویا هر موضوع دیگری به تحقیق پردازند. به شرط آن که خود را از تاثیر فکر و اندیشه‌ی فرنگیان برحذر دارند و به تحقیقاتی میدانی دست زنند، به چنان نتایجی دست خواهند یافت که بسیار ارزشمندتر از نتایجی خواهد بود که دانشمندان فرنگی به دست آورده اند . اگر برای دوری جستن از اطناب نبود، در باره‌ی نکاتی سخن می‌گفتم که ممکن است هریک از آگاه‌ترین شرق شناسانرا، چنان به خطا برد که بدون هیچ نظر بدی به نتیجه‌ای غلط دست یابد.

    اینک ببینیم گویشهای زبان کُردی کدامند. اگر به حوزه‌ی گشترش و قلمرو زبان کُردی دقت کنیم، از نظر شیوه‌ی گفتگو و سخن گفتن به سه منطقه‌ی جداگانه برخواهیم خورد.

    1. از کرانه ی دریاچه‌ی ارومیه ودقیقا از حد فاصل مناطق "دیزه دولی" و "سیندوس" خط بریده‌ای را آغاز و پس از عبور از پشت "اشنویه" آن را به شمال "رواندز" متصل می‌کنیم، و پس از آن به سمت مغرب، تا رسیدن به "اکیری" ، "دهوک" ، "زاخو" و "شینگار" وعبور از حد واسط "قمیشلی" و"هسکه" امتداد می‌دهیم، و پس از گذشتن از جنوب"دربازیه " مستقیما به "آفرین" و "کوه کورمانجا" وصل می‌کنیم.

    2. همچنین با خط بریده‌ای از ناحیه‌ی غرب "همدان" آغاز و پس از گذشتن از ناحیه‌ی شمال "کرمانشاه" آن را تا کرانه‌ی دجله امتداد می‌دهیم .

    این دو خط بریده همه‌ی مناطقی را که در آنها به زبان کُردی تکلم می‌شود به سه بخش تقسیم می‌کند که در هر بخش آن یکی از گویشهای زبان کُردی مسلط است.

    1. گویش شمالی (بالایی): در شمال خط یکم واقع واین زیر گویشها را در بر می‌گیرد؛ هرکی، شکاک، جلالی (بایزیدی )، هکاری، بوتی، جزیری، افرینی، دمبلی، بادینی.

    2. گویش میانی: در جنوب خط اول و شمال خط دوم واقع و با خطی پررنگ مشخص می‌شود که به آن سورانی می‌گویند. اما در حقیقت سورانی زیر گویشی از گویش میانی است. دراین ناحیه این زیر گویش ها وجود دارند؛ مکریانی، سورانی، سلیمانی، جافی، سنندجی، گروسی ، و...

    3. گویش جنوبی (پایینی): درجنوب خط دوم گویش جنوبی (پایینی ) گویش مسلط است که این زیر گویشها را دربر می گیرد؛ کرمانشاهی، کلهری، کلیایی، پیروندی، لَکی، لُری کوچک (فیلی و یا پهلی ).

    4. گورانی (اورامی ) و زازایی (دیمیلی): در حوزه‌ی گسترش گویشهای شمالی و میانی زبان کُردی، دومنطقه‌ی دوردست تحت نفوذ زبان کُردی وجود دارد که با وجود دوری از یکدیگر، به آسانی می‌توان تشخیص داد که گویشهای آنها از اساس یکی هستند. این دو گویش یکی زازایی (که دیمیلی هم گفته می شود) و پیش از محدوده‌ی شمال و گورانی است. و دیگری گورانی و در منطقه‌ی میانی است. گورانی بیشتر به نام اورامی شناخته شده است. چرا که بزرگترین حوزه‌ی گسترش آن منطقه‌ی اورامان است. علاوه براین در "ریژاو " و "کنوله"۴ و در میان قبایل "باجلان" و "زنگنه" و "شبک " هم با آن تکلم می‌شود. زازا هم در" پالو"، " کور " و - "چبخچور " در "بیروه" - گسترش یافته است .

    لُری در بخش پایینی حوزه ی زبان کُردی قرار می گیرد. در باره‌ی این زیر گویش اراء مختلفی ارائه شده است. شرف الدین خان بدلیسی، در شرف نامه‌ی خود آن را یکی از چهار گویش بزرگ زبان مردمان کرد معرفی کرده است. برخی از پژوهشگران وشرق شناسان فرنگی و ایرانی آن را گویشی از گویشهای زبان فارسی می‌دانند. دکتر "کمال فواد" نظر دیگری دارد و می‌گوید؛ ازحیث دستور زبان، لُری زبان خاص منطقه‌ی جنوب غربی ایران قلمداد می‌شود، امٌا فارسی نیست بلکه زبانی مستقل است. بخش اول آن بختیاری از حیث زبان کُردی نیست و از حیث نژادی نیز خود را کُرد نمی‌دانند. اما بخش دوم آنها، خصوصا در عراق به خاطر برخی دلایل تاریخی و سیاسی واجتماعی از حیث نژادی خود را از کُردها جدا نمی‌دانند و از حیث زبان نیز در نتیجه‌ی آمیختگی با کُردها بسیاری اداب کُردهای شرقی را اخذ کرده اند



    votre commentaire
  • مجموعه رایگان برترین ریمیکس های شاد

    گلچین ریمیکس شاد برای شادترین جشن ها و مجلس ها

    ریمیکس های شاد طولانی مناسب با هر سلیقه ای

    [ از گوش دادن به ریمیکس های شاد لذت ببرند ]

    برای دانلود بر روی ریمیکس شاد کلیک کنید

     

    ریمیکس چیست ؟

     

    همانطور که از اسم آن پیداست به دوباره میکس شدن یک آهنگ، ریمیکس گفته می شود. ریمیکس یعنی چیدمان دوباره موزیک مورد نظر در محور افقی؛ امروزه هنر ریمیکس یکی از بزرگترین تحولات دنیای موسیقی بخصوص در غرب و بخصوص در سبک  الکترونیک یا همان EDM و انواع زیرشاخه های آن است؛ ایجاد تنوع در سبک ها توسط ریمیکسرها و سرمایه گزاری روی پکیج های ریمیکس و مسابقات آنلاین ریمیکس، یکی از شیوه های مدرنِ درآمدزا برای لیبیل های درجه یک جهانی است. در تمامی کشورها موزیسین و یا هر شخص تولید کننده موسیقی می تواند ایده ای نو و دیدگاهی متفاوت بر روی یک اثر هنری داشته باشد. لزوما ریمیکس در سبک الکترونیک ساخته نمی شود، بلکه هر سبکی می تواند ریمیکس خاص خود را داشته باشد و هیچ محدودیتی در ساخت و زمان آن وجود ندارد. ریمیکسر پس از شنیدن آهنگ برای بار اول سلیقه اش را با ملودی و المان های مختلف موزیک تطبیق می دهد ... سپس با اعمال ایده های مختلف در تنظیم جدید، آهنگ را دوباره می سازد ریمیکس ها می توانند آکوستیک باشند و می توانند ساز هم داشته باشند که این بستگی به سلیقه و خلاقیت ریمیکسر مورد نظر دارد. مهمترین نکته در ساخت یک ریمیکس که کسی به آن توجه نمی کند این است که حس موسیقی نباید تغییر کند یا اگر تغییر می کند باید متناسب یا بهتر از اثر قبلی باشد. گاها آکوردهای تغییر یافته ی موزیک های ریمیکس شده غلط یا نا مطلوب هستند. معمولا ریمیکس ها باعث می شوند مدتی موزیک اصلی دیگر شنیده نشود یا به فراموشی سپرده شود و همچنین ریمیکس ها دارای سبک خاصی نیز نمیباشد و میتواند شامل آهنگ های شاد , غمگین , عاشقانه و ... نیز باشد ! البته همین اتفاق هم ممکن است بعد از مدتی برای خود ریمیکس بیافتد. در هنگام ساخت ریمیکس باید دقت کنید که آن مطابق با سبک های روز دنیا باشد اگر هم نبود، می بایست موازی با موسیقی مدرن باشد. پرفروش ترین آلبوم ریمیکس تاریخ، آلبومخون روی زمین رقص از مایکل جکسون هنرمند و موسیقی دان اهل آمریکاست !!!


    votre commentaire
  •  

    «احياي زبان‌هاي محلی» و از سر گرفتن آموزش آن در مدارس را اولين‌بار روحاني، رئيس دولت يازدهم، در سفرهاي تبليغاتي خود به نقاط مختلف كشور گفته بود. بعد از آن، علي‌اصغر فاني، وزير آموزش و پرورش نيز از اجرايي شدن اين طرح كه به گفته او با ماده 15 قانون اساسي ممانعتي اجرايي ندارد، پس از بررسي و ارزيابي در مدارس خبر داده بود. اخيراً نيز حجت‌الاسلام و المسلمين يونسي، دستيار ويژه رئيس‌جمهور در امور اقوام و اقليت‌هاي ديني و مذهبي، نيز بر اين امر تأكيد كرده و آن را عاملي مهم در حفظ و بقاي زبان فارسي دانسته است.

     

    وي در گفت‌وگويي كه اخيراً با يكي از رسانه‌هاي كشور داشت، گفت: «ما مصر هستيم كه آموزش زبان‌ و ادبيات محلي در مدارس و دانشگاه‌ها وجود داشته باشد. اين، هم براي زبان‌هاي محلي لازم است هم براي زبان فارسي. ما اين دو را ضد هم نمي‌دانيم و نمي‌دانم چرا بعضي‌ها از اين بابت نگرانند؟»

     

    آموزش «گويش‌»‌ها در مدارس زيره به كرمان بردن است

     

    واكنش‌ها به اين پيشنهاد از همان سال گذشته آغاز شد. اعضاي فرهنگستان زبان و ادب فارسي دلايلي را ارئه كردند كه در نوع خود قابل تأمل است. حسن ذوالفقاري، مدير گروه آموزش زبان فارسي فرهنگستان زبان و ادب فارسي، با اشاره به اين موضوع گفته بود: آنچه كه در قانون اساسي بر آن تأكيد شده آشنايي با فرهنگ و ادبيات كشور است. در قانون موردي به نام «زبان» ياد نشده بلكه از آن با عنوان ادبيات ياد كرده‌اند. برداشت فرهنگستان زبان و ادب فارسي از قانون اساسي «فرهنگ» و «ادبيات» است، نه زبان. زبان فارسي، زبان مشترك همه اقوام در كشور است و جاي آموزش آن در مدارس است. موضوع «گويش‌»‌ها و توجه به آنها نه در مدارس، بلكه بايد در مجامع علمي و پژوهشي مورد بررسي قرار گيرد. چنانچه در حال حاضر نيز پژوهشگاه‌ها و مجلات علمي و پژوهشي متعددي به اين مقوله مي‌پردازند.

     

    مدير گروه آموزش زبان فارسي فرهنگستان زبان و ادب فارسي با بيان اينكه پيشنهاد ارائه شده بيشتر مرتبط با مدارس است نه مجامع علمي و دانشگاهي يادآور شده بود كه زبان فارسي، زبان رسمي اين كشور است و بر اين اساس، تأكيد مدارس در مناطق دو زبانه نيز بايد بر آموزش زبان فارسي باشد، نه زبان مادري؛ چرا كه دانش‌آموز وقتي به مدرسه وارد مي‌شود با زبان مادري خود آشنايي دارد. وقتي فرد مي‌تواند با اين گويش‌ها صحبت كند و مشكلي در اين زمينه ندارد، چرا بايد دوباره در مدارس روي اين موضوع تمركز كرد؟ چرا بايد وقتي فردي چيزي را مي‌داند، دوباره آن را به او آموزش داد؟ هرچند در حال حاضر نيز طراحي كتب درسي در مقطع ابتدايي به گونه‌اي است كه دانش‌آموز با تمرين‌هايي مبني بر يادگيري بيشتر گويش‌هاي محلي آن منطقه، بيشتر بر اين امور متمركز مي‌شود.

     

    ذوالفقاري با بيان اينكه آنچه در حال حاضر ما به آن نياز داريم، بحث پژوهش در اين زمينه است، نه آموزش گفت: اگر بخواهيم اين رويه را در مدارس مناطق دو زبانه در دست بگيريم، به نوعي زيره به كرمان بردن است. در مجموع تفسير فرهنگستان زبان و ادب فارسي درباره قانون اساسي همان امري است كه پيش‌تر هم اعلام شده است.

     

    موافقان و مخالفان چه مي‌گويند؟

     

    بخش ديگري از موضع‌گيري‌ها هم در همين جهت فكري آقاي ذوالفقاري بود. عده‌اي ديگر از اعضاي فرهنگستان زبان و ادب فارسي مخالف اين رويه در كشور هستند. به عنوان نمونه، محمدعلي موحد نيز در سخناني ورود به اين حوزه را امري خطرناك دانسته و گفته بود: دولت بايد از مداخله مستقيم در آموزش زبان‌هاي محلي و بومي خودداري كند. ما زبان معياري داريم كه زبان رسمي ما است. اگر دولت بخواهد آن را فراموش كند و به حوزه زبان‌ محلی وارد شود، كار ما زار است. اين گروه دلايلي را نسبت به مخالفت خود در اين‌باره ارائه مي‌دهند كه برخي از آنها را اين‌طور برمي‌شمارند كه تجربه صحبت معلمان با دانش‌آموزان در برخي از مدارس به زبان محلي و بومي، و نه حتي آموزش آن، نشان داده كه چه بسيار دانش‌آموزاني كه حتي در مقاطع دبيرستان نمي‌توانند به راحتي با زبان ملي خود سخن بگويند. اين موضوع در برخي از مناطق محروم كشور در جريان است. تجربه چنين مدارسي نشان داده است كه انس با زبان محلي در مدارس، تكلم آن در خانه و سطح شهر، دانش‌آموز را از آموزش زبان ملي دور كرده به طوري كه پس از فراغت تحصيل از دبيرستان نيز نمي‌تواند با مردم ديگر شهرها ارتباط برقرار كند. اين مشكلي بود كه برخي از اعضاي فرهنگستان بر آن اذعان داشتند و خطر آن را گوشزد كرده بودند.

     

    البته به نظر مي‌رسد نكته اساسي كه اعضاي فرهنگستان نسبت به آن انذار مي دهند تدريس «به»  زبان محلي است نه تدريس زبان و ادبيات محلي و گويش هاي ديگر كشور به عنوان يك واحد درسي. كه البته جمع‌آوري منابعي علمي و مستند براي معرفي اين زبان‌ها كاري بس دشوار و حوزه‌اي بسيار گسترده است.

     

    نكته ديگر كيفيت تدريس زبان‌هاي بومي است. زبان بومي در مناطق مختلف به سياق گوناگون به كار برده مي‌شود. حتي در يك استان نيز گويشوران به يك زبان بومي، از آن با تعابير و واژگان خاص خود استفاده مي‌كنند. به عنوان نمونه، زبان طبري در تمام منطقه مازندران به يك شيوه استفاده نمي‌شود. مردم غرب مازندران با وجود آنكه با مردم شرق بر يك زبان صحبت مي‌كنند، اما گاه نمي‌توانند جملات و اصطلاحات يكديگر را دريابند. يا اصطلاحات به كار برده شده در گويش مردم ترك تبريز و اردبيل با گويش مردم همدان قدري متفاوت است. حال با چنين رويه‌اي چگونه مي‌توان كتابي واحد براي گويشوران يك زبان در استان‌‌هاي مختلف طراحي كرد و ارائه داد؟

     

    اما آموزش زبان های محلی در مدارس موافقاني نيز دارد. به اعتقاد اين گروه، آموزش زبان محلي در مدارس را مي‌توان فرصتي براي حفظ تراز علمي و ادبي زبان‌هاي بومي‌اي دانست كه هر روزه از انس گويشوران به آن كمتر و علاقه آنها به ديگر زبان‌ها بيشتر مي‌شود. امروزه ديگر نسل‌هاي جديد تقيدي چنان كه در گذشتگان بوده به زبان مادري و بومي خود ندارند و حتي متأسفانه ديده مي‌شود كه برخي نمي‌توانند همانند والدين خود با اين زبان‌ها صحبت كنند. حتي نمي‌توانند در تراز ادباي قديمي خود سخن بگويند و امروز برخي از اين زبان‌ها با يك افول جدي در ساحت علمي و ادبي خود مواجه بوده است. و تدريس يك واحد درس تخصصي مرتبط با زبان محلي و در ترازي علمي و ادبي هيچ مشكلي ايجاد نخواهد كرد. مشكلي كه مي‌تواند در سال‌هاي آتي مشكلاتي را براي حتي زبان فارسي و پژوهش‌هاي اين حوزه ايجاد كند.

     

    افزون بر اين، زبان‌هاي محلي پيوندي عميق با زبان فارسي در سده‌هاي گذشته دارند. بسياري از واژگان فارسي پهلوي امروزه در زبان‌هاي بومي مانند زبان اهالي خراسان، طبري و يا كردي جريان دارد و زنده است كه همين امر موجب شده آهنگ های محلی نيز با گويش هاي متفاوت خاص همان محله در دل مردم جا باز كند و مردم به آن علاقمند شوند همچنين قطع پيوند ميان گويشوران با اين زبان‌ها فراموشي چنين ذخايري را در پي خواهد داشت. به هر حال آموزش دروسي با محوريت زبان محلي به نظر مي‌رسد مخالفان زيادي نداشته باشد اما آموزش صرف به زبان محلي مشكلات زيادي را بيشتر از همه براي مردم مناطق مختلف كشور در ارتباط‌گيري و بروز ملي فراهم مي‌كند.

     

    گذشته از اين موضوع، حفظ پيوند ميان نسل آينده با زبان بومي، سرمايه‌گذاري بر عميق‌ترين وجه فرهنگي هر منطقه است. زبان، هويت يك ملت و غني‌ترين بخش فرهنگي هر جامعه را تشكيل مي‌دهد كه در صورت تزلزل در ديگر حوزه‌هاي فرهنگي نيز بايد شاهد تغييراتي اساسي در آن باشيم. در كنار همه اين موارد، مي‌توان با آموزش زبان مادري، ثمره آن را در تقويت ادبيات و زبان‌هاي اين مناطق پس از سال‌ها ديد

    منبع


    votre commentaire
  • موسیقی سنتی ایرانی، که با نام موسیقی اصیل ایرانی، موسیقی کلاسیک ایرانی و موسیقی دستگاهی نیز شناخته می‌شود، شامل دستگاه‌ها، نغمه‌ها، و آوازها، از سال‌ها پیش از میلاد مسیح تا به امروز سینه به سینه در متن مردم ایران جریان داشته، و آنچه دلنشین‌تر، ساده‌تر و قابل‌فهم تر بوده‌است امروز در دسترس است، بخش بزرگی از آسیای میانه، افغانستان، پاکستان، جمهوری آذربایجان، ارمنستان، ترکیه، و یونان متأثر از این موسیقی است و هرکدام به سهم خود تأثیراتی در شکل‌گیری این موسیقی داشته‌اند، از موسیقی‌دان‌ها یا به عبارتی نوازندگان موسیقی در ایران باستان می‌توان به «باربد» و «نکیسا» و «رامتین» اشاره کرد.

    موسیقی ردیف دستگاهی امروز ایران از دورهٔ آقا علی‌اکبر فراهانی (نوازندهٔ تار دورهٔ ناصرالدین شاه) باقی مانده‌است. آقا علی اکبر فراهانی به‌واسطهٔ میرزا تقی خان فراهانی (امیر کبیر) برای نشر موسیقی ایرانی به دربار دعوت شد. سپس این موسیقی توسط آقا غلامحسین (برادر زاده آقا علی‌اکبر) به دو پسر علی‌اکبرخان به نام‌های میرزا حسینقلی و میرزا عبدالله، آموخته شد و آنچه از موسیقی باستانی ایران امروزه مورد استفاده‌تر و معروف‌تر است، دسته‌بندی موسیقی توسط این دو استاد در قالب مجموعه نواخته‌ها و آموزش‌هایشان است که به نام «ردیف موسیقی» نامیده می‌شود.

    دستگاه‌های موسیقی ایرانی

    هر دستگاه موسیقی ایرانی، توالی‌ای از پرده‌های مختلف موسیقی ایرانی است که انتخاب آن توالی حس و شور خاصی را به شنونده انتقال می‌دهد. هر دستگاه از تعداد بسیاری گوشه موسیقی تشکیل شده‌است و معمولاً بدین شیوه ارائه می‌شود که از درآمد دستگاه آغاز می‌کنند، به گوشهٔ اوج یا مخالف دستگاه در میانهٔ ارائه کار می‌رسند، سپس با فرود به گوشه‌های پایانی و ارائهٔ تصنیف و سپس رِنگی اجرای خود را به پایان می‌رسانند. موسیقی سنتی ایران شامل هفت دستگاه و شش آواز است. هفت دستگاه ردیف موسیقی سنتی ایرانی عبارت‌اند از:

        دستگاه شور
        دستگاه سه‌گاه
        دستگاه چهارگاه
        دستگاه همایون
        دستگاه ماهور
        دستگاه نوا
        دستگاه راست‌پنج‌گاه

    آواز

    آواز معمولاً قسمتی از دستگاه مورد نظر است که می‌توان آن را دستگاه فرعی نامید. آواز از نظر فواصل با دستگاه مورد نظر یکسان یا شبیه بوده و می‌تواند شاهد یا ایست متفاوتی داشته باشد. به‌طور مثال آواز دشتی از متعلقات دستگاه شور و از درجه پنجم آن بوده و به عنوان مثال اگر شور سل را در نظر بگیریم، دارای نت شاهد و ایست «ر» می‌باشد. بدین ترتیب در آواز شور ملودی با حفظ فواصل دستگاه شور روی نت «ر» گردش می‌کند و در نهایت روی همان نت می‌ایستد. به‌طور کلی هر آواز پس از ایست موقت روی ایست خودش، روی ایست دستگاه اصلی (در این‌جا شور) بازمی‌گردد. آوازهای متعلق به دستگاه موسیقی ایرانی ۵تا هستند و عبارت‌اند از:

        آواز ابوعطا، متعلق به دستگاه شور (درجه دوم)
        آواز بیات ترک (بیات زند)، متعلق به دستگاه شور، (درجه سوم)
        آواز افشاری، متعلق به دستگاه شور، (درجه چهارم)
        آواز دشتی، متعلق به دستگاه شور، (درجه پنجم)
        آواز بیات کرد، متعلق به دستگاه شور (درجه پنجم)
        آواز بیات اصفهان، متعلق به دستگاه همایون، (درجه چهارم)

    تاریخچه موسیقی ایرانی

    از مهمترین مُهرنگاره‌های خنیاگری (:موسیقی) در جهان؛ باید از آنچه که در «تپه چغامیش» دزفول برجای مانده، یاد کرد که در سالهای ۱۹۶۱–۱۹۶۶ میلادی، یافت شده‌است. این مهرنگاره ۳۴۰۰ ساله؛ سیمایی از بزم رامشگران را نشان می‌دهد. در این بزم باستانی، دسته‌ای خنیاگر(:نوازنده) دیده می‌شوند که هر کدام، به نواختن‌سازی سرگرم هستند. چگونگی نواختن و نشستن این رامشگران، نشان می‌دهد که آنها، نخستین دسته خنیاگران(:ارکستر) جهان هستند. در این گروه رامشگران، می‌بینیم که نوازنده‌ای «چنگ» و دیگری «شیپور» و آن دیگر «تنبک» می‌نوازد. چهارمین رامشگر در این میان، خواننده‌ای است که «آواز» می‌خواند. همچنین در این بزم کهن، آزاده‌ای را می‌بینیم که بر فرشی نشسته و از او پذیرایی می‌شود. ما همانند این خنیاگران را در ایلام و در سده ۲۷ پیش از میلاد و از زمان پادشاهی «پوزوز این شوشیناک» در شوش می‌شناسیم. از همین گاه، مُهر و نشانه‌هایی در دست است که نشان می‌دهند، خنیاگران بسیاری در ایران می‌زیستند. در این هنگام، نواختن چنگ بسیار گسترش داشته‌است و این ساز از ساخته‌های ایرانیان است. ما، نگاره‌ای را در دست داریم و می‌دانیم که در پادشاهی «شوکال ماه هو» و از سده ۱۷ پیش از میلاد در ایران، تار نواخته می‌شد. با یافتن یک کنده کاری در ایلام بازهم آگاهی داریم که خنیاگران ایرانی؛ دَف را همراه چنگ می‌نواختند. در این کنده کاری همچنین دیده می‌شود که از میان ۱۱ تن خنیاگر؛ ۸ تن چنگ، ۲ تن نی و یک تن دهل می‌نوازند. ۱۵ زن خواننده، در میان رامشگران دیده می‌شوند که در حال کف زدن هستند. باید افزود که از این نمونه‌ها در سراسر ایران بسیار دیده شده‌است. ما به یاری باستان‌شناسی از لرستان مانند ایلام آگاهی داریم که در این بخش از ایران هم از سده ۹ پیش از میلاد، تار نواخته می‌شده‌است. در بخش‌های دیگری از ایران و از سال ۵۵۹ پیش از میلاد، سفالهایی در تپه سیلک کاشان و مرودشت پیدا شده که سیمایی از پایکوبی و دست افشانی بر آن‌ها نگارگری شده‌است

    پس از وارد شدن آریاییان، از آنجا که در برپا داشتن آیین‌های کیشی آریاییان رقص و موسیقی به کار بسته نمی‌شد و چندان ارجی نداشت، این دو هنر چنان‌که بایست در میان آنان پیشرفت نکرده و در آثار و نوشته‌های آن روزگاران جای پایی از خود باز نگذاشته‌است

    اصطلاح «خنیای باستانی ایرانی» حروف نویسی خالص کلمات ایرانی است که ترجمه آن عبارت از «موسیقی ایران باستان» یا به عبارت دیگر «موسیقی سنتی ایران» است. این اصطلاح ایرانی امروزه به خوبی قابل درک است ولی در مقایسه با اصطلاح پر مصرف «موسیقی اصیل» که معنای آن نیز همان است، به ندرت استفاده می‌شود. با استفاده از شواهد کاویده شده، مانند تندیس کشف شده در ساسا، سوابق موسیقی به خوبی به دوران امپراتوری ایلامی (۶۴۴–۲۵۰۰ قبل از میلاد) برمی گردد. بطور مشهود، اطلاعات کمی در خصوص موسیقی این دوره در دسترس است. تنها استثناء ابزار باقی‌مانده موسیقی مانند گیتارها، عودها و فلوت‌هایی که ابداع و نواخته شده، می‌باشند. گفته می‌شود ابزار موسیقی مانند «باربت» ریشه در این دوران یعنی حدود سال ۸۰۰ قبل از میلاد داشته‌است.

    از هردوت نقل است که در دوران امپراتوری هخامنشی که به «امپراطوری پارسی» نیز معروف است، موسیقی نقش مهمی بخصوص در دربارها داشته‌است. او می‌گوید که وجود موسیقی برای مراسم مذهبی پرستش خداوند، بسیار ضروری بوده‌است. بعدها یعنی پس از ابلاغ دین پیامبر زرتشت، میترا، شخصی که به عنوان "داواً یک خدای دروغین یا شیطان و همچنین بتان دیگر بیشتر و بیشتر مقبول واقع شدند.

    اصطلاح «خنیای باستانی ایرانی» یک اصطلاح مربوط به عصر پس از هخامنشیان می‌باشد. فارسی (فارسی) زبان مورد استفاده در دربارها بهمراه زبان پهلوی، زبان رسمی دوران امپراطوری ساسانی (۶۴۲–۲۲۴ میلادی) بوده و در برگیرنده اکثریت همان کلمات و همان گرامر زبان پهلوی بوده‌است. بنابراین کلمه مورد استفاده برای موسیقی در دوران ساسانی و در دوران ناب فارسی معاصر در واقع کلمه 'خنیا می‌باشد. اگر چه اصلیت مدل موسیقی ایرانی هنوز نامشخص است، تحقیقات باعث آشکار شدن جوانب جدیدی از آن شده‌است. باربد که یکی از موسیقی دانان دربار امپراتوری ساسانی بود، اولین سیستم موزیکال خاور میانه که با نام سلطنتی خسروانی شناخته می‌شود را ابداع نموده و آن را به شاه خسرو (خسروان) تقدیم نمود. همچنین بسیاری از نام‌های فعلی مدهای موسیقی، در موسیقی سنتی ایران نیز وجود داشته‌اند،»دستگاه‌ها از زمان‌های باستان زبان به زبان به امروز رسیده‌اند، اگرچه بسیاری از مدها و ملودی‌ها احتمالاً به دلیل تهاجم اعراب که موسیقی را به عنوان مسئله‌ای غیراخلاقی می‌دانستند، از بین رفته‌اند.

    موسیقی سنتی ایرانی نوعی بدیهه گویی بوده و اساس آن یک سری از مدل‌ها قیاسی است که باید حفظ شوند. هنر آموزان و استادان دارای ارتباطی سنتی بوده‌اند که این ارتباط در قرن بیستم و به موازات حرکت تعلیم موسیقی به دانشگاه‌ها و هنرستان‌ها رو به زوال نهاده‌است.

    یک نمایش مرسوم این موسیقی، از «پیش‌درآمد» (مقدمه اولیه)، «درآمد» (مقدمه)، «تصنیف» (آهنگ، وزن دار بهمراه آواز خواننده)، «چهار مضراب» (وزن دار) و تعداد انتخابی «گوشه» (حرکات) تشکیل می‌شود. به صورت غیر مرسوم، این قسمت‌ها را می‌توان تغییر داده یا حذف نمود. با نزدیک شدن به پایان دوره صفویه (۱۷۳۶–۱۵۰۲)، نواختن گوشه‌های پیچیده ۱۰، ۱۴ و ۱۶ ضرب متوقف گردیدند. امروزه قطعات در حالت ۶ یا حداکثر ۷ ضرب نواخته می‌شوند که مایه تاسف است. بسیاری از ملودی‌ها و مدهای این موسیقی در مقام‌ها ترکی و موسیقی عربی می‌شوند. تفصیل اینکه باید به صورت مشخص اظهار کنیم که اعراب پس از تهاجم به امپراطوری ایران، سرزمین‌های تسخیر کرده را با نام «جهان اسلام» معرفی نمودند. اگر چه اکثر حاکمان عرب فعالیت‌های مرتبط با موسیقی را ممنوع اعلام کردند، دیگران به موسیقی‌دانان ایران دستور دادند که قطعاتی را به صورت کتاب تصنیف کنند که به عربی آن را «کتاب موسیقی کبیر» بمعنای کتاب فراگیر موسیقی می‌خواندند. بیش از تأثیرات امپراطوری ساسانی، این دلیل دیگری بر این واقعیت است که ملودی‌های موسیقی سنتی ترکیه، سوریه، عراق و مصر شامل اسامی مقیاس‌ها و مدهای ایرانی هستند.

    در طول تاریخ؛ موسیقی سنتی بیشتر با صوت در ارتباط بوده‌است؛ و حتی سرایندگان نقشی اساسی را در خلق و اجرای آن داشته‌اند: او تصمیم می‌گیرد چه حالتی جهت ابراز مناسب بوده و اینکه چه دستگاهی مرتبط به آن است. در خیلی از موارد، سراینده مسئولیت انتخاب شعری که باید با آواز خوانده شود را نیز برعهده دارد. چنانچه برنامه نیاز به یک خواننده داشته باشد، خواننده باید با حداقل یک آلت بادی یا سیمی و حداقل یک نوع آلت ضربی همراهی گردد. البته می‌توان یک مجموعه از آلات موسیقی را یکجا داشت ولی سراینده اصلی نقش خود را ابقاء نماید. زمانی لازم بود که نوازندگان خواننده را با نواختن چندین قطعه به صورت تکی همراهی کنند. به صورت سنتی، موسیقی در حال نشسته و در محل‌های مزین شده به پشتی و گلیم نواخته می‌گردید. گاهی در این محلها شمع روشن می‌کردند. گروه نوازندگان و سراینده نوع دستگاه و اینکه کدام گوشه‌ها اجرا شوند را با توجه به شرایط زمانی و مکانی و… مشخص می‌نمودند.

    قبل از حمله مغول‌ها و اعراب، ملودی‌هائی که در آن نغمه هائی از "اوستا کتاب دینی پیامبر زرتشت مذهب مازدین، زمزمه با نواخته می‌شد که با آن حال و هوا همخوانی داشت. واژه «گاه» دو معنی دارد: در زبان پهلوی هم بمعنای «گاث» (عبادت‌کننده اوستائی) و همچنین «زمان». حالات «یک گاه، دو گاه، سه گاه چهار گاه، پنج گاه، شش گاه و هفت گاه» را جهت بیان داستان هائی کاث‌ها از یک تا هفت زمزمه می‌نمودند. اخیراً کشف شده که حالت «راست» (ادبی. حقیقت) جهت بیان داستان هائی در خصوص افراد یا کارهای درستکار و «شکسته» (ادبی. شکسته) برای بیان داستان‌ها دربارهٔ خطا کاران استفاده می‌شده‌اند. حالت «همایون» در هنگام نماز صبح اجرا می‌گشت. اکثر این حالت‌ها، بجز احتمالاً «شش گاه» و «هفت گاه» هنوز در سیستم امروزی مورد مصرف دارد. علی‌رغم وجود این شواهد، نوازندگان هنوز تمایل به نسبت دادن مستقیم معنی «گاه» به «زمان» یا «مکان» حرکت یک آلت موسیقی دارند.

    حکومت چندصدساله مغول‌ها در ایران و قتل و غارت و تجاوز مستمر آن‌ها باعث شد که به نوعی شادی هم از جامعه رخت بربندد. از آنجا که موسیقی به سبک سینه به سینه آموزش داده می شدو دستگاه‌ها و تجهیزات امروزی برای ضبط موسیقی وجود نداشت، متأسفانه طی چند صد سال ملودی‌های شاد فراموش شوند.

    شایان ذکر است که چند تحرک احتمالاً باستانی محسوب نشده و فقط خیلی قدیمی هستند. همانگونه که در طول تاریخ سابقه داشت، آهنگ های سنتی ایرانی به عملکرد خود به عنوان ابزاری روحانی ادامه داده و کمتر به عنوان وسیله تفریح به آن نگاه می‌شد. آثار موسیقی امکان تغییر گسترده از آغاز تا پایان و معمولاً به صورت تغییر بین قطعات پایین، تفکری، نمایش پهلوانی نوازندگی با نام تحریر را داشتند. تعامل متون مذهبی به عنوان غزل جایگزین غزل‌های بزرگی گردید که توسط شاعران صوفی قرون وسطی خصوصاً حافظ و جلال الدین رومی سروده شده بودند. علاوه بر این موسیقی ایرانی دریافتی از دردها رنج‌ها خوشیها یک تمدن چندین تکهٔ یک پارچه‌است که امروزه بسیاری از یادبودهای آن مانند گوشه‌ها (حسینی جامه دران شبدیز…)گواه این مدعاست.

    منبع


    votre commentaire
  •  

     

     

    تعبیر خواب عروس

    ابن سیرین گوید: اگر درخواب بیند که عروسی خواست اما او را ندید و نامش ندانست، دلیل که زود بمیرد. اگر بیند که عروس به خانه آورد و با وی بخفت، دلیل بزرگی بود.
     
    ابراهیم کرمانی گوید: اگر درخواب عروسی را با چنگ و نای بیند، دلیل مصیبت است.
     
    جابرمغربی گوید: اگر زنی بیند که عروس شده او را پیش شوهر می‌بردند، دلیل است که آخر او باشد.
     

    تعبیر خواب عروس شدن دختر

    آنلی بیتون:
    • اگر دختری خواب ببیند عروس شده است، نشانه آن است که بزودی ارثی به او می‌رسد.
    • اگر دختری خواب ببیند از آراستن عروسی خشنود است، دلالت بر آن دارد که آرزوهای او برآورده خواهد شد.
    • اگر دختری خواب ببیند عروس شده است و غمگین و ناراحت است، علامت آن است که انتظارات او برآورده نخواهد شد.

    • تعبیر خواب عروسی

      منوچهر مطیعی تهرانی گوید: دیدن عروسی در خواب‌ها به هیچ وجه خوب نیست. تمام معبران عروسی را عزا دانسته‌اند و عروس را بلا و فتنه و آفت و مصیبت. تنها یک مورد بد نیست که عروس را به نام و مشخصات بشناسید تازه در این مورد هم تردید فراوان وجود دارد و شرایطی است که توضیح آن وقت می‌گیرد و بیشتر ایجاد تردید می‌کند. اگر کسی در خواب ببیند که داماد شده و نداند عروس کیست و چه نامیده می‌شود به هیچ وجه خوب نیست چون معبران نوشته‌اند پایان عمر چنین کسی نزدیک است. زن نیز اگر چنین خوابی ببیند و نداند داماد کیست و چه کسی شوهر کرده حکم همین است.
       
      آنلی بیتون می‌گوید: اگر خواب ببینید در جشن عروسی شرکت کرده‌اید، علامت آن است که به زودی در موقعیتی مطلوب قرار خواهید گرفت، و نومیدی و تلخی‌های زندگی از شما فاصله خواهند گرفت.
       

    مطالب مرتبط

    آهنگ های شاد عروسی

    • در ما بین تعبیر خواب های عروسی که میخوانید یه پیشنهاد ویژه برای شما عروس خانم های گل و خوشگل داریم
    • اگر به دنبال پکیج کاملی از ترانه های شاد عروسی با گویش های مختلف هستید
    • اگر به دنبال ترانه هایی ویژه رقص در عروسی هستید شادترین ترانه های عروسی خدمت شما
    • اگر به دنبال پکیج کاملی از ترانه های ارکستی شاد هستید گلچین بهترین ارکست های شاد تقدیم به شما

    تعبیر خواب بوسیدن عروس

    آنلی بیتون می‌گوید:
    • اگر در خواب عروسی را ببوسید، علامت آن است که با دوستان خود آشتی می‌کنید.
    • اگر در خواب عروس، دیگران را ببوسد، علامت آن است که دوستانی فراوان خواهید یافت.
    • اگر در خواب عروسی شما را ببوسد، علامت آن است که نامزد شما ثروت کلانی به ارث خواهد برد.
    • اگر در خواب عروسی نگران و ناراحت را ببوسید، نشانه آن است که از موفقیت خود و دوستانتان خوشنود می‌شوید.
      صحیح ترین و کامل ترین تعبیر خواب عروس

     

    تعبیر خواب ازدواج کردن

    آنلی بیتون:
    • اگر دختری خواب ببیند باید پنهان از چشم دیگران با مردی عروسی کند، علامت آن است که به وقایعی تلخ مواجه خواهد گشت.
    • اگر دختری خواب ببیند با مردی ثروتمند ازدواج می‌کند، علامت آن است که مقامی برتر از مقام اطرافیان خود به دست می‌آورد و به آرزوها و خواسته‌های خود دست می‌یابد.
    • اگر دختری خواب ببیند نامزدش با زن دیگری ازدواج می‌کند، علامت آن است که نامزد او صادقانه به قول‌های خود عمل خواهد کرد.
    • اگر دختری خواب ببیند عروس شده است و با نامزد خود وجه اشتراکی ندارد، نشانه آن است که حوادثی نامطلوب، خوشی‌های او را پایمال می‌کند.
    • اگر کسی خواب ببیند با دیگری پیمان ازدواج می‌بندد، نشانه غم انگیزی است زیرا تنها یک معجزه می‌تواند او را از مرگ نجات بدهد.
    • اگر دختری خواب ببیند در جشن ازدواج خود کسی را با لباس عزا می‌بیند، علامت آن است که زندگی زناشویی او همواره با دعوا و ناراحتی همراه خواهد بود


    votre commentaire


    Suivre le flux RSS des articles de cette rubrique
    Suivre le flux RSS des commentaires de cette rubrique